پنجشنبه 2 اسفند1386
عشق پنهاني
از خيالت دل سرتا غمينم به شب لنگر زده چشم آيينه بختم از وفا ماه كيهاني شده
در رگانم مي، در جانم صفا ،در درونم ياد تو از هياهوي قدومت، كوچه ها غرق مهماني شده
بوسه از لعل شكربارت مرا آرزويي لحظه لحظه لمس لبهاي تو خفتن در حياطي كه باراني شده
سينه ات مرقد و چشمانت سرايم ،نگاهت باده ام تاب زلفت چه بگويم، موج دريا كه طوفاني شده
رقص لبهاي ظريفت در خيالم شرر بر بيشه زده شرح ابروي كمانت، بحث مستان ايراني شده
بوي گلزار وفا در شهر ودر كوچه ها پيچيده است عطر پيراهن دلبر، در وجودم چو عرفاني شده
ياد مهمان كهن در خاطرم تيشه بر غربت زده غم بي ياور و دلبر،آه،دگر دردلم ،فاني شده
خنده در چهرهء گريانم فتادست ز ديداري دوباره بال انديشهءگنجشكان آزاده ،رنگاني شده
داغ ننگين جدايي،مرده در شعر و در فرياد من اشك گرمم كه تو بيني،بر شكوهش ، قرباني شده
از برايم مي وساغر،قند و شربت،ملالت زخم دل ياد ياران صميمي"بهمنا"عشق پنهاني شده
